|
دیوانه باش تا غمت دیگران خورند عاقل باش تا غم دیگران خوری... دیوانه را ز محبت توان کرد رام ما را محبت است که دیوانه می کند. + نوشته شده در 2008/8/15 1 PM توسط ساجده
درد های من جامه نیستند تا زتن در آورم جامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن در آورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم درد های من نگفتنی دردهای من نهفتنی درد های من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه ی شناسنامه هایشان درد می کند من ولی تمام استخوان بودنم لحظه های ساده ی سرودنم درد می کند انحنای روح من شانه های خسته ی غرور من تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است کتف گریه های بی بهانه ام بازوان حس شاعرانه ام زخم خورده است درد های پوستی کجا؟ درد های دوستی کجا؟ این سماجت عجیب پا فشاری شگفت دردهاست درد های آشنا درد های بومی غریب دردهای خانگی دردهای کهنه ی لجوج اولین قلم حرف درد را در دلم نوشته است دست سر نوشت خون درد را باقلم سرشته است پس چگونه سر نوشت ناگزیر خویش را رهاکنم؟ درد رنگ و بوی غنچه ی دل است پس چگونه من رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به سوی آن جدا کنم؟ دفتر مرا دست درد می زند ورق شعر تازه ی مرا درد گفته است درد هم شنفته است پس در این میانه من از چه حرف می زنم؟ درد،حرف نیست درد ، نام دیگر من است من چگونه خویش را صدا کنم؟ + نوشته شده در 2008/7/27 1 AM توسط ساجده |
قلبی که شکستی به تو تعلق داشت مدت ها بود که اسیرت شده بود سهم من از عشق تو سکوتی تلخ است سکوتی که به اندازه شکستن قلبم دردآور است سکوتی که لحظه لحظه اش مرا نابود می کند ومن به اجبار آن را پذیرفته ام زیرا حرفی نبودکه احساسم را بتواند بیان کند. + نوشته شده در 2008/7/23 2 PM توسط ساجده
لذتی که می جویی در درون توست لذت زندگی و عشق، لذت دوست داشتن را پیدا کن اما نه در دیگران در وجود خودت و همراه زندگیت به آن ارج بگذار و آن را پاس بدار از او طلب کن آنچه را که کمیابت می سازد و به او نثار کن آنچه را که از تو طلب می کند. + نوشته شده در 2008/3/14 12 PM توسط ساجده |
زندگی را دور بزن و آنگاه که بر اوج بلندترین قله ها رسیدی لبخند خدا را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند. + نوشته شده در 2007/12/8 7 PM توسط ساجده |
امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگ که می افته یک دونه از غم های توی دلت کم بشه و دیگه هیچ وقت ناراحت نباشی. (پاییزت مبارک) + نوشته شده در 2007/10/6 11 PM توسط ساجده |
اگر واقعا عشق را یافتی، به آن پر پرواز بده و رهایش کن، اگر خودش ماندن را انتخاب کرد، به این معناست که عشق واقعی تو همان است. + نوشته شده در 2007/9/21 9 PM توسط ساجده |
تو را به جای همه ی کسانیکه نشناختم دوست دارم، تو را به جای همه ی رو زگارانی که نمی زیسته ام دوست دارم، برای خاطر عطر تو نان گرم و برفی که آب می شود و برای خاطر نخستین گناه، تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم... تو را به جای همه ی کسانیکه دوست نمی دارم،دوست می دارم. + نوشته شده در 2007/9/16 9 PM توسط ساجده |
از زندگی لذت ببر چون آخر جاده زندگی یه تابلو هست که روش نوشته "دور زدن ممنوع" + نوشته شده در 2007/8/21 7 PM توسط ساجده |
+ نوشته شده در 2007/7/21 11 AM توسط ساجده |
+ نوشته شده در 2007/7/8 5 PM توسط ساجده |
کوتاهترین حس برای گفتن دوستت دارم یک لبخند است پس یک دنیا لبخند برای تو..... + نوشته شده در 2007/7/6 9 AM توسط ساجده |
+ نوشته شده در 2007/6/26 1 PM توسط ساجده |
|
| ||||||